اما امروزه دررابطه های خود دقت نمیکنیم و انتخابهای اشتباه موجب ان میشود که مسیر درستی را در یک رابطه پیش نبریم
بیشتر روابط راه حل مشابهی را در مسیر خود تجربه میکنندبرای همین در دوران اولیه یا همان دوران طلایی با شور و اشتیاق فراوان به این نوع رابطه بال و پر کاذب میدهندوکسی را که به او علاقه نشان میدهند و انتخاب میکنند فرد رویاهای خود میپندارند.اما زندگی یک مسیر در حال گذار است و ادمها در این فراز و نشیب قرار میگیرند و بحرانهای زندگی نشان دهنده این خواهد بود که انتخاب ما ماحصل یک هوس هیجانی که در شرایط نامناسب بروز کرده است.احساسات گذرا هستند برای همین احساسات خوب موقتی دلیل میشود بر این که فرد مقابل خود را بررسی نکند و احساسات موجب ان میشود که تصمیمات عجولانه باشد و برای همین است که رفتارها و منشهای فرد مقابل را نادیده میگیرند.این احساس خوب موقتی از روی نیازها و خلاهای روحی است که موجب میشود که منطق جای خود را به احساس بدهد.ازکجا بفهمیم که یک رابطه مشکل دارد؟
اگر بپندارید که وقتی مشکلی را با هم درمیان میگذاریدو یا درشرایطی که معضل خود را بیان میکنید درک و فهمی بهم ندارید و همه چیز برای شما با احساس بی تفاوتی همراه است و یا در یک رابطه در حال تحمل یکدیگر هستید ان رابطه مشکل دارد و از مرز وابستگی گذشته است.در این مشکلات ابتدایی ,بعد از شروع یک رابطه جدی و یا حتی به زیر یک سقف رفتنگذر زمان موجب میشود که مشکلات بزرگتری جلوه کند و زندگی در ان زمان است که در ان اشفتگی روحی و روانی و جسمی در ان زیاد خواهد بود.سرکوب و انکار احساسات فرد مقابل تبدیل به جنگ و جدلهای روزمره خواهد شد که هیچکدام ضرورتی هم نداردو در نهایت این رابطه تبدیل به یک بحران بزرگ روحی و روانی برای هر دو طرف خواهد شد.
دیگر موضوعاتی که گفته میشود صادقانه نخواهد بود و اعتماد بین طرفین از بین خواهد رفت و به همین سادگی است که قهر جدایی علاجی درداور برای تمام شدن یک انتخاب اشتباه خواهد بود.
اما روابطی که بطور صادقانه و با ارامش مشکلات را با هم در میان میگذارند و درک متقابل نسبت به یکدیگر دارند و مشکلات یکدیگر را نادیده نمیگیرند و دریچه افکار خود را بروی نقاط ضعف و قوت یکدیگر نمیبندند خیلی موفق تر از کسانی هستند که میخواهند یک زندگی ایده ال و بدون نقص داشته باشند.فردی که در رابطه سالم را شروع میکند و از وابستگی استفاده نمیکند از همان ابتدا دریچه ذهن خود را باز و با واقعیتها روبرو میشودو از یک اصل مهم زندگی برای پذیرش افراد با هر سلیقه و منشی استفاده میکند . نسبت به شخص مقابل احساس مالکیت ندارد و از اینکه نظرات خود را به طرز مسالمت امیز بیان کند واهمه نخواهد داشت. برای حل مشکلات از خودخواهی و بزرگتر دیدن خود استفاده نخواهد کرد. باید با شخص مقابل هم ذات پنداری کنیم و این احساس خوب همسانی کردن یعنی محترم شمردت نظرات و انتقادات فرد که در رابطه با ما است.
برچسب:
نویسنده: آدرین ایمانی